چهارشنبه ۴ مهر ,۱۳۹۷
۰۲:۲۲

هنر و هنرمندان اصیل را دریابید

[۱۱ شهریور, ۱۳۹۷]

هنر و هنرمندان اصیل را دریابید

علی جنگی، فرزند استاد و پدر قلم‌زنی خراسان اسماعیل جنگی، بیش از ۳۱ سال است که مشغول فعالیت در رشته قلم‌زنی سنتی و هنر ناب ایرانی می‌باشد. وی گذشته هنری خود را چنین بیان می‌کند که؛ هنر قلم‌زنی را با این دیدگاه که باید بهترین در جهان شوم، آغاز کردم و با این تمرکز هنرهایی مربوط به قلم‌زنی را آموزش دیدم. هنر طراحی و مجسمه‌سازی را نزد استاد توانمند جناب آقای محمود عطایی فر و هنر خطاطی و استفاده صحیح از خط نستعلیق و ثلث را نزد استاد رضا وزیری آموزش دیدم و این هنرها را به‌پای هنر اصیل قلم‌زنی ریخته تا بتوانم به هدفم برسم.

در اینجا لازم است یادآور شوم پدر و استاد عزیزم، در همه هنرها و سبک‌های قلم‌زنی تسلط کامل داشت و دلسوزانه این هنرها را به من که مشتاق آموزش بودم، می‌آموخت و من نیز بعد از ۱۵ سال تلاش که از سخت‌ترین روزهای زندگی هنریم بود، از بابت اینکه به دنبال سبک جدید و بالاترین سطح قلم‌زنی هنری بودم. به یاری خداوند متعال و اهل‌بیت (ع) توانستم قلم‌زنی سه‌بعدی در ابعاد میلی‌متری را ابداع و پس‌ازآن نفیس‌ترین انگشتر هنری و معنوی جهان بنام «ضامن آهو» را خلق نمایم و همچنین توانستم چندین اثر نفیس هنری دیگر را به موزه‌های جهان ارائه کنم که به گفته کارشناسان باعث رشد هنری مشهد و کشور و ایجاد شوق و اشتیاق در بین جوانان و نوجوانان و جذب آن‌ها به هنر قلم‌زنی بر روی انگشتر شده است و از این بابت خداوند منان را سپاسگزارم.
البته همه عزت و شأن و جایگاه هنری خودم را جدا از اساتید عزیزم، ابتدا از خداوند متعال و لطف خاصه ولی‌نعمتمان حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) می‌دانم که این امر را بارها گفته‌ام. یکی از نقاط عطف شغل هنری من این است که هنر و معنویت را در کنار هم قرار داده‌ام که خود باعث شده کارهای هنری‌ام تأثیرگذارتر باشد و فرهنگ و هنر و مکتب شیعی را در قالب یک انگشتر به جهانیان معرفی نمایم.
پیرامون کار بر روی انگشتر و آن‌هم در این ابعاد ریز نیز همان‌طور که همیشه گفته‌ام که یک انگشتر، موزه‌ای متحرک است که می‌تواند انتقال‌دهنده پیام‌هایی از هنر و تمدن و فرهنگ یک سرزمین به سرزمین‌های دیگر باشد و من نیز با این دید تمام استعدادم را صرف آفرینش یک انگشتر هنری و معنوی می‌کنم که در این راستا پیام‌های بسیار زیبایی برایم آورده شده که به یکی از آن‌ها که بسیار ارزشمند است اشاره می‌کنم. هنگامی‌که یکی از همین آثار هنری و معنوی را در قالب انگشتر به یکی از سفیران جمهوری اسلامی داده بودم، خبری دریافت کردم که این اثر هنری و معنوی باعث مسلمان شدن فردی غیرمسلمان شده است، متوجه شدم جلوه بالای هنر باعث جذب مخاطب شده و… کلماتی مانند علی ولی ا… و الحق مع علی… ایجاد سؤال در ذهن بیننده کرده بود بنابراین اگر حامل انگشتر از علوم دینی برخوردار باشد می‌تواند همچون آن سفیر با ارائه کتب دینی، امیرالمؤمنین را معرفی نماید.
بگذارید در اینجا به‌عنوان یک نماد و کسی که خواسته با تمام توانش به هنر این سرزمین خدمتی بکند و نیز به‌عنوان کسی که بیشترین ضربه را از نامهربانی‌ها خورده است، دلیل این‌همه ناراحتی و غم نهفته را برایتان بازگو نمایم.
ابتدا چند سؤال مطرح می‌کنم. به نظر شما اگر ما بخواهیم ایران‌زمین را به جهانیان و به‌تمامی ادیان و فرهنگ‌ها معرفی کنیم باید چگونه این کار را انجام دهیم؟ هنرمندان واقعی که باعث رشد و نمو و تعالی این سرزمین هستند چه کسانی می‌باشند؟ جایگاه هنر این سرزمین کجاست؟ آیا هنر و فرهنگ ایرانی و مذهب شیعی در این کشور که ادعا دارد هنر نزد ایرانیان است و بس، به‌تمامی ملل جهان صادر می‌شود و باعث سرافرازی و رشد همه‌جانبه ایرانیان می‌گردد؟
آیا این سازمان که در قالب سه معاونت صنایع‌دستی، میراث فرهنگی و گردشگری می‌باشد و فقط یک معاونت صنایع‌دستی برای هنرمندان ایرانی کافیست؟ و سؤال‌های بسیاری که بی‌جواب مانده است!
حال بگذارید من جواب این سؤال‌ها را بدهم.
اگر بخواهیم ایران‌زمین را به جهانیان معرفی کنیم نه با سیاستمداران، نه با ورزشکاران و نه با پول می‌توان معرفی کرد زیرا که سیاست سیاستمداران و ورزشکاران در دوران خودشان کاربردی دارد و پول هم که همه بهتر می‌دانید سبب عزت نخواهد شد. پس چگونه تمدن، فرهنگ و قدمت هنرمان را به دنیا معرفی کنیم با چه وسیله‌ای، چگونه و کجا؟
آری، تمدن و شأنیت و جایگاه هر سرزمینی در آثاری است که از دستان هنرمندان آن به‌جامانده است که نشان می‌دهد در هزاران سال قبل از ما چگونه و با چه مرتبتی می‌زیسته‌اند و فقط کیفیت و هنر دست هنرمندان واقعی، امروز افتخار ایران‌زمین و مایه مباهات همه ما ایرانیان است. وقتی در تخت جمشید قدم می‌زنیم هنر را درک می‌کنیم، وقتی آثار هنری ایرانیان در زمان سیک‌ها که بیش از ۵ هزار سال پیش زندگی می‌کردند را مشاهده می‌کنیم، می‌بینیم در موزه لوور چه جایگاهی دارد و درچه ابعاد بسیار کوچکی قلم‌زنی کرده‌اند، به ایرانی بودنمان می‌بالیم ولی از یک‌سو به دلیل قدرنشناسی، سیاست غلط و عدم‌حمایت‌ها، هنر ما نه‌تنها نسبت به چند هزار سال قبل پیشرفتی نداشته، بلکه پسرفت هم داشته و دچار ضعف مدیریتی بسیاری شده است.
حال به این سوال باید پاسخ داد به‌راستی جایگاه هنر ایرانی کجاست؟
یکی از مشکلات ما این است که اهم و مهم را تشخیص نمی‌دهیم و هنرهای اصیل و درجه‌یک را نسبت به اینکه زمان زیادی برای خلق آن صورت می‌گیرد را مدیریت نمی‌کنیم و برای راحتی کار به دنبال کارهای به‌ظاهر هنری هستیم و هنرهای سطحی را ارج می‌نهیم. امروزه به کسانی که کپی کاری یا تقلید از کارهای هنری واقعی می‌کنند بیشتر پرداخته می‌شود.
به‌راستی کجایند آن هنرمندانی که آثار هخامنشی را خلق کردند، کجایند هنرمندانی که جواهرات سلطنتی را می‌ساختند و مایه حیرت همگان می‌شدند، چه کسانی خالق فرش چهارفصل ایوان کاخ ساسانی بودند. آیا ما نسل آن هنرمندانی نیستیم؟ پس چرا امروز آن‌گونه که باید به هنرمندان نمی‌پردازند و هنرمندان واقعی دیده نمی‌شوند؟
چرا هنرمندان ما باید جذب سیاست‌ها و امکانات کشورهای دیگر بشوند و گاه مجبور گردند که فرهنگ آن‌ها را با هنر ایرانی خلق کنند و هنر دست هنرمندان را به بردگی فرهنگ‌های دیگر ببرند!
دردهای بسیاری در سینه هنرمندان این سرزمین است.
چرا مسئولان ما به دنبال ارزآوری صحیح به این مملکت نیستند و دلسوزانه عمل نمی‌کنند؟ چرا منابع اصلی این مملکت که باعث رشد و ارتقای کمی و کیفی این آب‌وخاک هست، به‌طور صحیح به‌کارگیری نمی‌شود؟ آیا قبل از اینکه نفت در ایران استخراج شود، منابع درآمدی دیگری وجود نداشت؟
ما سالهاست که مسیر اصلی توسعه، گسترش، کارآفرینی و نشاط، همچنین صادرات فرهنگ غنی ایران اسلامی را با بالاترین عزت به فراموشی سپرده‌ایم و به بیراهه رفته‌ایم.
آیا تجارتی از این کار پرسودتر سراغ دارید که هزاران دلار پول وارد این کشور کند و در مقابلش فرهنگ غنی و تأثیرگذار ایرانی اسلامی به اقصی نقاط جهان صادر گردد. آیا با فروش نفت می‌توان این کار را کرد که عزت و سربلندی را به همراهارزبرای این مملکت به ارمغان آورد؟
هنر، چاه نفتی تمام‌نشدنی است و باعث رشد فرهنگ غنی ایرانی اسلامی هست، ما هنرمندان ایران‌زمین هستیم که هیچ‌وقت درست دیده نشده و بکار گرفته نشدیم. به هنرهایی بها می‌دهند که سطحی و فقط اسم هنر را یدک می‌کشد و به قیمت ارزان بفروش می‌رسد! از هنر اصیل و زمان‌بر درک عمیق و درستی ندارند و از آن حمایت نمی‌شود؟!
آیا حمایت از صنایع‌دستی در این کشور متمدن، باید این‌گونه باشد که هنرمندان ما در ویرانه‌ها باشند و مایه سوءاستفاده عده‌ای سودجو؟! کجاست سعدی که گفت هنر نزد ایرانیان است و بس. کشورهای اروپایی و برخی کشورهای عربی و بخصوص قطر که هیچ تمدنی ندارد بیشتر پول‌های نفتشان را وقف خرید آثار هنری جهان کرده و می‌خواهند کشورشان را به موزه صنایع‌دستی تبدیل کنند. آن‌وقت ما بااین‌همه آثار هنری و هنرمندان بزرگ، چرا صنایع‌دستی در دولت حتی یک وزیر هم در کابینه ندارد.
به‌راستی چرا تفکر در به‌کارگیری هنر هنرمندان این سرزمین نیست و چرا کشورهایی که نفت و گاز و معدن ندارند با سازماندهی درست و ابتکارها چرخ اقتصاد مملکتشان را می‌چرخانند و ما که همه معادن را باهم یکجا داریم و سرآمد هنر جهان هستیم … . هنرمندان واقعی را مجبور کردیم که جدا از خلق هنرشان اگر توانایی داشته باشند، خود بوق تبلیغی کارشان نیز باشند و بیش از نصف وقت ارزشمندشان را صرف به نمایش گذاشتن آثارشان و صرف فروش آن‌ها نمایند.
به نظر من وظیفه حکومت یک کشور که حتی اسلامی هم باشد، به بهشت بردن مردم نیست، بلکه استفاده صحیح از منابع کشور برای رفع فقر و ایجاد رفاه برای شهروندانش است. می‌گذارند تا هنرمندان پیر و فرسوده شوند و دستانشان به لرزه بیفتد و بعد با یک دوربین سراغشان می‌روند که به‌ظاهر به او بها بدهند. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که یکی از هنرمندان بزرگ قلم‌زنی در سال‌های قبل پشت کُنده قلم‌زنی مرده بود و بعد از سه روز از مرگش خبردار شدند و در مقابل این اتفاق تلخ دریکی از کشورهای اروپایی، گیتارزن معروفی که خودش در زمان تعمیر منزلش چکشی روی انگشتش زده بود، از طرف طرفداران و دولت آن کشور دادگاهی می‌شود و به جرم این‌که تو و دست‌های تو سرمایه‌های این کشور هستند، آن هنرمند را جریمه سنگینی می‌کنند!
هنرمندان واقعی و پیشکسوت ما که سینه‌به‌سینه هنرهای اصیل ایرانی را به دست هنرمندان فعال امروز سپرده‌اند در چه وضعیت مالی هستند؟ هراز چندگاهی می‌شنویم که فلان استاد نیز از دار دنیا رفت و فقط دل هنرمندان است که آتش می‌گیرد.

سخن پایانی:
راهکارهای بسیاری است که می‌شود هنر این سرزمین جایگاه اصلی خودش را در بین ملت‌های دیگر پیدا کند و هنرمندان به هنرها و آفریده‌هایشان افتخار کنند و باجان و دل هنرشان را به جوانان و نوجوانان آموزش دهند و هنر ایرانی و آثار هنر ایرانی بالاترین سطح چرخش چرخ اقتصادی این کشور را دارا باشد. این آرزو با تغییر نگرش سیاستمداران عالی‌رتبه این کشور محقق می‌شود. ان شاءا… در شماره بعدی مجله راهکارهایی که با تحقیق و تجربه به دست آورده‌ام را در اختیار مسئولان می‌گذارم باشد که تغییری در سیاست ارزآوری باعزت به ایران عزیزمان صورت گیرد.

برچسب ها : - -