دوشنبه 29 مرداد ,1397
21:14

چگونگی پیدایش و رشد ابر چالش‌های اقتصاد ایران

[3 ژوئن, 2018]

چگونگی پیدایش و رشد ابر چالش‌های اقتصاد ایران

مسعود نیلی

پنج ابر چالش بودجه، صندوق‌های بازنشستگی، نظام بانکی، محیط‌زیست و منابع آبی که به شکل مختصر نحوه پیدایش آن‌ها موردبررسی قرار گرفت، مسائلی هستند که به‌تدریج تبدیل به موانع رشد و سرمایه‌گذاری می‌شوند و درست در تقابل با ضرورت مهمی قرار می‌گیرند که اقتصاد ایران در مواجهه با آن است؛ ضرورتی به نام اشتغال‌زایی در مقیاس گسترده. به‌منظور تأمین سالانه یک‌میلیون شغل برای جمعیت در سن کار که عمده آن‌ها متولدین انبوه دهه 1360 هستند و برای حل آن، احتیاج به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی است، درحالی‌که منابع مالی و طبیعی هدررفته به‌عنوان مانع بر سر راه سرمایه‌گذاری عمل می‌کنند. درنتیجه معضل بیکاری به‌عنوان ابر چالش ششم اقتصاد کشور نام می‌گیرد.
نتیجه مهمی که می‌گیریم آن است که این ابر چالش‌ها، نتیجه و حاصل سیاست‌هایی بوده‌اند که در طول زمان خودمان اتخاذ کرده‌ایم و کسی از بیرون نظام تصمیم‌گیری بر ما تحمیل نکرده است. درنتیجه گام نخست به‌منظور اعمال سیاست‌های صحیح در جهت حل مسائل، پذیرفتن اشتباهات گذشته بوده و نیاز است در یک فضای مسالمت‌آمیز و به‌دوراز خط‌کشی‌های سیاسی، این پرسش مورد واکاوی قرار گیرد که ما چگونه خودمان به دست خودمان این ابرچالش‌ها را به وجود آورده‌ایم. هیچ‌یک از این مشکلات بزرگ دفعتاً اتفاق نیفتاده‌اند و برعکس همگی بسیار آرام و به‌تدریج رشد کرده‌اند.
چنانچه بدون ارزیابی آسیب شناسانه و پذیرفتن اشتباهات گذشته سراغِ به‌اصطلاح «راهکار» برای حل مشکلات برویم، خطاهای استراتژیک مجدداً تکرار خواهند شد. به‌عنوان نمونه در موضوع چالش منابع آبی اگر تنها به سمت تأمین عرضه توجه شود و تقاضا مورد مدیریت قرار نگیرد، طی سال‌های آتی بازهم این مشکل با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. یا در مسئله صندوق‌های بازنشستگی اگر تنها تأمین منابع موردنیاز از بودجه مدنظر سیاست‌گذار قرار گیرد و از مواردی همچون اصلاح قواعد حاکم بر صندوق‌ها اجتناب کنیم فشار بیشتری بر بودجه وارد می‌آید و عملاً گره‌ای بازنخواهد شد.
آنچه این ابر چالش‌ها را به وجود آورده، مبتنی بر یک تعریف ناپایدار از رابطه میان دولت و مردم بوده که حلقه واسط آن را تعریفی بدون اتکا به مسلّم ترین اصل علم اقتصاد یعنی کمیابی منابع تشکیل می‌دهد. تغییر این تعریف ازیک‌طرف به‌سادگی و به‌سرعت امکان‌پذیر نیست و از طرف دیگر سرعت به اتمام رسیدن منابع بسیار بالا است. سال‌هایی را که پیش روداریم زمان‌هایی طلایی است برای شکل دادن به تغییر مسیری بزرگ که البته بدون گفتگوی اجتماعی و اقناع جامعه اساساً امکان‌پذیر نخواهد بود. به‌عبارت‌دیگر مسیری که تاکنون در نظام تصمیم‌گیری اقتصاد کشور دنبال شده اکنون به مقصدی رسیده که مملو از چالش‌های کوچک و بزرگ است و به‌منظور برون‌رفت از این چالش‌ها، نیاز به تجدیدنظرهای اساسی احساس می‌شود. هرچند که چرخش یک‌باره می‌تواند به بروز مشکلات اجتماعی و سیاسی منجر شود اما گام نخست کنکاش در چرایی شکل‌گیری چالش‌های کنونی اقتصاد ایران است. چنانکه امروز اقتصاد کشور یک چهره زیبا مزین به رشد اقتصادی قابل‌قبول، تورم تک‌رقمی و اشتغال سالانه بیش از 600 هزار نفر است و درعین‌حال دارای چهره دیگر نگران‌کننده از ابر چالش‌های موجود است. این دو چهره متضاد یکدیگر نیستند و حتی باهم سازگارند. دستاوردهای ارزشمندی را که امروز ازنظر رشد اقتصادی و تورم و اشتغال در اختیارداریم حاصل برداشتن قدم‌هایی در مسیر عقلانیت، اما «در چارچوب ساختارهای موجود» بوده است. آنچه عمیقاً به آن نیاز داریم تداوم عقلانیت اما بااراده قوی برای «تغییر ساختارهای موجود» اقتصاد کشور است. دستیابی به نتایج ارزشمند موجود نوید آن را می‌دهد که می‌توان از زمان باقیمانده حسن استفاده کرد و آینده بهتر را رقم زد و کاری کرد که سال 1400 آغازی مبارک بر قرنی جدید با خطاهای کمتر برای اقتصاد ایران باشد.

برچسب ها : -